حالا چندروزی میشود که مهدی اوستاکاظم برای کمک به جنگزدگان تهران به این شهر سفر کرده است. میگوید: پس از پیگیریهای زیاد، در گروه «شمسالشموس»؛ که جوانهای دهه هشتادی هستند که از قم به تهران آمدهاند، عضو شدم!
محله
التیمور
مزرعه «اَلَه تیمور» یکی از موقوفات مدرسه «پایینپا» است. با این حال عموم مردم آن را «التیمور» مینامند و داستانی نیز برایش دارند که هرچند منبع تاریخی ندارد از دید تاریخ شفاهی میتواند جالب توجه باشد. آنها معتقدند در گذشته نام مزرعه «آلتیمور» بوده است و دلیل آن هم سکونت لشکریان تیمور در این حوالی بوده است.
علیمحمد افتخاریبرادران خرج دوبار سفر کربلا در سال را به نصیحت آیتالله سیستانی برای تاسیس کانون بیتالمهدی (عج) هزینه میکند. کانونی فرهنگی که از کودکان پیشدبستانی تا افراد بالای ۷۰سال میتوانند در آن حضور پیدا کنند.
علیمحمد برادرانافتخاری میگوید: پانزدهسال است که گروه ما بهصورت جهادی و رایگان، برای زائران آقا امامرضا (ع) غذا میپزد. از یکیدو ماه پیش، تصمیم گرفتیم از ظرفیت پختوپز برای جشنهای ازدواج استفاده کنیم.
مهدی صبوری تعریف میکند: دیدم بچههای گشت بسیج جلو خودروهایی را که نیاز به بازرسی دارند میگیرند و تا صبح درگیر هستند؛ خواستم برای تشویق و قدردانی از آنها کاری کنم و خودروهایشان را رایگان تعمیر کنم.
در دل مجتمع محمدیه زنانی زندگی میکنند که با وجود دشواریهای زندگی، دست از مهربانی نکشیدهاند؛ همسایههایی که همدلاند، همراهاند و بیهیاهو و ستونهای محله خود شدهاند.
سید علیاصغر حسینی و همسرش خدیجه حسینی، هفت سالی میشود در باغی چسبیده به کوچههای التیمور زندگی میکنند، آنها هر روز لابهلای بوتههای گوجه و درختان میوه میچرخند و به آنها رسیدگی میکنند.
مهدی و غلامرضا با اینکه در محله محروم التیمور زندگی میکنند توانستهاند با تلاش و البته حمایتهای کانون بیتالمهدی در سال ۹۱ در مسابقات استانی مقام دوم را کسب کنند.
بیبیزهره شیفته کتابهایی است که درس خودسازی میدهد و قصه راهانداختن فلافلفروشیاش نیز از دل همین قصهها بیرون آمده است. میگوید: کاش متصدی یک کتابخانه بودم و روزهایم را لابهلای کتابها میگذراندم.
نجف علی قویدل و رمضان روحانی دانشجوی کارشناسی ارشد هستند و رتبههای ۵ و ۱۹ کنکور را به دست آوردند. همه فکر و ذکر آنها کمک به آبادانی محلهشان است، محله التیمور.
حاج ذبیح اولین کسی بود که در محدوده روستاهای اطراف التیمور مجوز تاسیس شعبه نفت را گرفت. او بعد از تاسیس آن التیمور، امرغان، زینالدین، هلالی، برجآباد و شیرحصار را در حوزه کاری خود قرار داد.
هیئت مذهبی مریدان اهلبیت (ع) در محله التیمور، یکسالونیم است که فعالیت مجوزدارش را آغاز کرده است و حالا بیش از هفتادمستمع ثابت دارد.
ناهید مهماندوست دارنده رتبه ممتاز از انجمن خوشنویسان مشهد در کلاسهای خود نهفقط خطاطی، بلکه تجربههای عمر چهلویکسالهاش را با هنرجویان به اشتراک میگذارد.
کوچه پنجتن ۷۹ در محله التیمور به نام شهیدغفار رنجبر مزین شده است.این کوچه بهدلیل تعدد درختان سربههم داده و درهمتنیده به دالانی سبز شبیه است. ارمغان این سرسبزی، خنکای نسبی هوا حتی در ساعات میانی روزهای تابستانی است.
ناهید پورعباس میگوید: با امکانات موجود، هر توانیاب حداکثر ماهی یک بار نوبتش میشود. برخی از زائرانمان ماهها و حتی برخی دو سال است که رنگ حرم را ندیدهاند و بهشدت دلتنگ هستند.
کافه گل نرگس که به همت علیمحمد برادران افتخاری افتتاح شده، پاتوقی دخترانه است برای کتابخوانی، دورهمی و حتی تدریس درس کمک آموزشی.
مزرعه التیمور در گذشته از نظر منابع آب، وضعیت ممتازی داشت و اینکه کشاورزان این مزرعه میتوانستند به کشت برنج، بهعنوان محصولی نیازمند آب فراوان بپردازند، دلیلی بر این ادعاست.
خادمان نوجوان سهسالی میشود که بهاتفاق دوستانشان در مناسبتهای ملی و مذهبی، بساط چایشان را با شوق و ذوق برپا میکنند و یک استکان چای داغ دست مردم میدهند.
بین چند انبار ضایعاتی، پلاک ۷۷ دنیای دیگری است. دیدن آن همه گل و گلدان که رنگ سبز روستا را روی آن پاشیدهاند، رؤیایی مبهوتکننده است و پایمان را سست میکند.
تلخی ماجرا این است برخی از اتباع به عهدی و پیوندی که بستهاند پایبند نمیمانند و ایران را ترک میکنند، آن وقت زن بیپناه میماند و فرزندانی قد و نیم قد بدون شناسنامه و هویت.
آقای ساغری و خانم منتظری که دو فرزند معلول دارند، نهتنها از فعالان فرهنگی محله پنجتن و تقریبا همهکاره مجتمع هستند بلکه از زمان افتتاح مسجد کمالی عهدهدار کارهای آن هم شدهاند.